|
بعضی دوستان خواسته بودن اسم شاعر ها رو بگم چشم اما باور کنید تو این وبلاگ فقط دو پست شعرش از خودم نبوده بقیه همه مال خودمه ... بابا من شاعرم به خدا ! + نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388 15:56 توسط ناصر |
فکر خواهم کرد فکر اما دیگر خورشید سرد است پتویی می خواهد هیزمی از سر لطف ... + نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388 19:25 توسط ناصر |
تا هنگامی که ابرها طاقت نگه داشتن اشک خود را ندارند و آن را تقدیم بستر زمین می کنند من با تو هستم ... + نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388 11:16 توسط ناصر |
کودک با تیر و کمان چوبی اش در باغ فواره سنگ را بنا کرد وقتی یک نقطه از پرنده هم در باغ نماند کودک طیاره کاغذی هوا کرد ! + نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388 15:46 توسط ناصر |
|