|
به چه می اندیشی ؟
بانوی قصر خیال دست اندیشه ی من باغ گلی خواهد ساخت ! تا گل آرزویت بشکفد چون لبخند ! + نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387 17:4 توسط ناصر |
از من پرسید به خاطر چه زنده ای خواستم بگویم به خاطر تو گفتم به خاطر هیچ ... ! از او پرسیدم تو به خاطر چه زنده ای گفت : به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است ... ! + نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387 14:33 توسط ناصر |
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ما نیست سهراب ! بیا که آب را گل کردند ... + نوشته شده در جمعه 8 آذر1387 18:58 توسط ناصر |
|