|
ما منتظريم اي همه عالم ز تو مجنون از دوري رخت جن و ملائك همه مجنون
+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387 15:51 توسط ناصر |
چه وحشتناك ! نمي آيد مرا باور و من با اين شبيخونهاي بيشرمانه و شومي كه دارد مرگ
بدم مي آيد از زندگي ديگر + نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387 22:51 توسط ناصر |
ای آخرین دریچه زندان عمر من ! ای واپسین خیال شبح وار سایه رنگ ! از پشت این حجاب بلورین اشک خویش با یاد دلفریب تو بدرود می کنم + نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 10:43 توسط ناصر |
|